مرتضى راوندى
34
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
ندارد . » يك انتقاد منفى و جدلى ممكن است ، به عنوان اعتراض مفيد واقع شود ، ولى نمىتواند نقش واقعى خود را منصفانه ايفا كند ، زيرا نقش اساسى « انتقاد » آگاهى دادن به مردم در باب كتابهاييست كه تازه انتشار مىيابد و بايد در مورد ارزش و طبقهبندى ( Classement ) آنها نظرى قطعى اظهار كرد . البته بايد قبول كرد كه اين نوع داورى و طبقهبندى آثار ، امرى نسبى است ، شرافت يك منتقد عادل ايجاب مىكند كه از نوعى قضاوت ذهنى و خودخواهانه پرهيز كند ، يك منتقد خوب اگر هم منتقد كامل عيار نباشد ، كسى است كه بتواند از اثرى كه خود آن را باارزش و مهّم مىپندارد بحث و گفتگو كند ، حتى اگر اثر مذكور ، در نقطهء مقابل سليقه و نظر او باشد ، زيرا هدف اساسى اين است كه او شخصا اثر را درك كند و سپس با انتقاد خود ، به ديگران يارى دهد تا آنها نيز ، اثر را درك كنند ؛ اينجا مسأله شرافت و وجدانى روشنفكرانه در ميان است ، زيرا لزوما ، طرف مقابل شما هميشه خاطى و اثرش شايسته انتقاد نيست . - البته هميشه انسان حق اعتراض و بحث و گفتگو با استدلال درست و منطقى را ، دربارهء چيزى كه آن را نه زيبا ، نه خوب و نه قابل قبول و نه قابل تصور مىپندارد دارد ، به شرط آنكه بگويد چرا ؟ و فقط با منفىبافى و توهين به صاحب اثر ، مسأله را ارزيابى نكند ، و يا مثلا فقط براى حمله و آزار دادن به مؤلف به يك يا دو نكتهء كوچك و اشتباهآميز ، كه نمىتواند معرّف و مبيّن همه اثر باشد حمله نكند ، بطور كلى يك منتقد آگاه ، از اين گونه افراط كاريها مىپرهيزد و قضاوتهاى اساسى او منحصر به داوريهاى عجولانه نمىشود ، با اينحال يك منتقد بىغرض حق دارد كه صداى اعتراض خود را در مورد آنچه كه قابل خردهگيرى است ، در مورد اصول و نظام فكرى مصنّف و سخنان بىپايه و اساس ، و استعدادهاى دروغين بعضى از نويسندگان بىمايه بلند كند . - انتقاد ادبى و هنرى ، خلّاق و سودمند است ، همانند يك اثر خلّاق تاريخى و رمان . - منتقد ، محتويات كتاب را مورد مطالعه و بررسى قرار مىدهد ، ارزش ، زيبايى ، حقيقت ، نوگويى ، سبك و نتيجه اخلاقى آن را بيان مىكند و در واقع نقش واسطه را بين صاحب اثر و خواننده ايفا مىكند ؛ خواننده را در جهت و هدف اين اثر جديد ، بيدار و هشيار مىكند ، رمز و راز و خصوصيّات و قصد و غرض مؤلف را آشكار مىسازد ، به خواننده كمك مىكند تا نتيجهگيرى كند و غالبا به او نحوهء خواندن اثر را ياد مىدهد و او را دعوت مىكند كه قسمتهاى جالبى از اثر را كه شايسته تعمّق و دوبارهخوانى است بخواند و بشناسد . اما در مورد صاحب اثر ، به او نيز خدمت مىكند ، به او خوانندگان جديدى